تبليغاتX
لحظه ی دیدار
لحظه ی دیدار
پنجشنبه پنجم مهر 1386

 

تولدتان مبارک

 

 

 

 

 

 

 زندگي رسم خوشايندي است .
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ
پرشي دارد اندازه ي عشق.
زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه ي عادت از ياد من و تو برود .
هر كجا هستم باشم
آسمان مال من است.
پنجره فكر هوا عشق زمين مال من است .
چه اهميت دارد
گاه اگر مي رويند
قارچ هاي غربت ؟
من نمي دانم
كه چرا مي گويند: اسب حيوان نجيبي است كبوتر زيباست .
و چرا در قفس هيچكسي كركس نيست .
گل شبدر چه غم از لاله ي قرمز دارد .
چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد .
واژه ها را بايد شست .
واژه بايد خود باد واژه بايد خود باران باشد
چتر ها را بايد بست
زير باران بايد رفت
فكر را خاطره را زير باران بايد برد
با همه مردم شهر زير باران بايد رفت .
دوست را زير باران بايد ديد .
عشق را زير باران بايد جست .
زير باران بايد چيز نوشت حرف زد نيلوفر كاشت
زندگي آب تني كردن در حوضچه ي اكنون است .
گاه زخمي كه به پا داشته ام
زير و بم هاي زمين را به من آموخته است
كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ
كار ما شايد اين است
كه در افسون گل سرخ شناور باشيم .
كار ما شايد اين است
كه در ميان گل نيلوفر و قرن
پي آواز حقيقت بدويم

 

 

آقا سعید و لیلا خانم :

 

من تصمیم داشتم هدیه ی ناقابل خودم رو روز میلاد آقا امام حسن مجتبی تقدیمتون کنم

 

شرمنده اگه اونطور که شایسته شماست این کار رو انجام ندادم  


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 4:14 بعد از ظهر توسط : یکتا

منبع کدهاي موزيک وبلاگ





Powered by WebGozar